رادین عسلم
دیروز رادینی از پدرش قول گرفت که با خودش ببردش سر کار.. بخاطر همین امروز صبح زودتر از همه بیدار و سرحال بود..![]()
من زودتر برگشتم خونه .. مامان گفتن که راستین گلم تا بیدار شده دنبال رادینی می گشته .. جانم مامانی..
وقتی رادین عزیزم با بابایش اومد خونه.. راستینی یکلی ذوق کرد.. برا خودش بلند بلند می خندید ..
الهی قربون دو تا پسر گلم برم من![]()
اینام عکسایی هستن که داداش هنرمندم از رادینی گرفته :





مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


رادین عسلم
